پوست اندازی (اصلاحات) علت موفقیت چین

پوست اندازی (اصلاحات) علت موفقیت چین

تهیه و تنظیم: زهرا گلیج

حدود 60 سال پیش که تعداد زیادی از جمعیت چین از گرسنگی جان دادند اما بعدها این کشور با وست اندازی و اصلاحات اقتصادی تصویر جدید و تازه ای از خود به جامعه جهانی ارائه داد. چین کنونی که مرهون تلاش سیاست درهای بسته و خودکفایی اقتصادی و در عرصه فرهنگی انقلاب فرهنگی که به کشتار میلیون‌ها چینی به خاطر تصفیه ایدئولوژیک و تعطیلی 4 ساله دانشگاه‌ها مائو و سپس سیاست‌های متفاوت شئوپینگ که سیاست درهای باز و تعامل با دنیا چین کنونی ساخته شد.

در دوران مائو مردم فقیرتر شدند و با وجود صنعتی شدن، چین با تحول فرهنگی آماده پوست اندازی شد و با روی کار آمدن شئو پینگ اصلاحات واقعی در چین اتفاق افتاد شئوپینگ تمرکزش را از ایدئولوزی به سمت اقتصاد برد و توجه به معیشت مردم را در اولویت قرار داد او با شعار ثروت با شکوه است و ثروتمند شدن ننگ نیست سخنان چارچوب شکنانه‌ای را مطرح کرد.

برنامه‌ریزی متمرکز دولتی جایش را به آزادی نسبی اقتصادی داد. مثلا به کشاورزان اجازه دادند به صورت محدود خودشان تصمیم بگیرند چه بکارند و چگونه محصولاتشان را ارایه کنند، حاصل چه شد؟ بازدهی کشاورزان ۴ برابر و بازدهی زمین ها ۲ برابر شد.

 در حوزه صنعت، چون فرهنگ آن زمان چین با کلمه خصوصی مشکل داشت، تصمیم گرفتند که شرکت های مردمی راه بیاندازند. یک نکته جالب آنکه شرکت های غیردولتی نمی توانستند بالای هفت نفر نیرو داشته باشند چون سرمایه دار محسوب می شدند! اما این تابو را نیز شکستند. آن زمان ۹۵ درصد قیمت کالاها در مغازه ها توسط دولت کنترل می شد این مساله به ۵ درصد کاهش پیدا کرد (یعنی کاملا برعکس).

در عرصه سیاست خارجی؛ چین بر مبارزه با امپریالیسم متمرکز بود اما نقطه تمرکز «تعامل با خارج به نفع اقتصاد داخل» شد و سیاست ۵۰ ساله عدم مداخله و عدم مقابله انتخاب شد (برای اینکه حضور ذهن پیدا کنید مقایسه کنید عملکرد چین را در حوزه بین الملل با روسیه). چینی‌ها در ازای هر گونه حمایت سیاسی از سایر کشورها،‌ چند امتیاز اقتصادی از کشور مقابل دریافت می‌کردند. با همین ترفند واردات انرژی، کالا و فناوری را به کشور خود ارزان و صادرات‌شان را تقویت کردند.

در عرصه سیاست داخلی نیز تابوهایی شکسته شد: عضویت در حزب کمونیست فقط برای کشاورزان و کارگران امکان داشت اما درب های حزب کمونیست را به دیگران نیز گشودند.

در عرصه بین الملل، درهای بسته به درهای باز تبدیل شد و از فعالیت شرکت‌های خارجی تابوشکنی شد. طی سال‌های ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۵ سرمایه‌گذاری در این کشور رشدی حدود ۵۵۰۰ درصدی پیدا کرد.

از چین می توان نکات زیادی را آموخت. شاید این نکته از سایر نکات کابردی‌تر باشد که اگر همان راهی را برویم که همیشه می‌رفتیم به همان جایی می‌رسیم که همیشه می‌رسیدیم. باید پوست اندازی کنیم، تابوها، باورها (محدودیت‌های ناخودآگاه جامانده از عقاید کهنه و سنتی) را کنار بگذاریم. اهداف جدید انتخاب کنیم و دست‌مان را در ابزارها باز بگذاریم و نه اینکه هر اقدامی را به بهانه تضاد با تابوها کنار بگذاریم. به قول چینی‌ها مهم نیست که گربه سیاه یا سفید باشد، مهم این است که بتواند موش بگیرد.

اقتصاد اول جهان تا سال 2050

چین هم اکنون براساس معیاری اقتصاد اول جهان و مبتنی بر معیاری دیگر اقتصاد دوم جهان است. با معیار ارزش تولید ملی بر مبنای دلار آمریکا، چین در سال2015 با حدود 11 هزار میلیارد دلار در رتبه دوم جهان بوده است؛ اما برمبنای دلار برابری قدرت خرید (PPP)، این کشور با حدود 19.5 هزار میلیارد دلار تولید در صدر کشورهای جهان قرار گرفته است. این در حالی است که ارزش تولیدات این کشور در سال 1960 تنها 10 درصد آمریکا بوده است.

این کشور از زمان اصلاحات اقتصادی 1979 به بعد نرخ رشدی حدود 9 درصد را به طور متوسط تجربه کرده است. این نرخ گاهی به 16 درصد در سال نیز رسیده است. پیش بینی می شود این کشور در سال 2050 با حدود 60 هزار میلیار دلار (PPP) تولید داخلی، اقتصاد اول جهان با فاصله زیاد از اقتصادهای بعدی (یک و نیم برابر اقتصاد آمریکا) باشد.

18 درصد صادرات به آمریکا

یکی از مهم‌ترین عوامل رشد اقتصادی بالای چین صادرات چشمگیر و رو به افزایش آن بوده است. این کشور هم اکنون و با وجود رکود جهانی حدود 14 درصد از کل صادرات جهان را به خود اختصاص داده است (حدود 2.3 هزار میلیارد دلار) و تراز تجاری آن طی دهه های اخیر به جز سال های خاص مثبت بوده است. برخی از مهمترین صادرات این کشور عبارت است از: محصولات مکانیکی و الکترونیکی (41 درصد)، محصولات با فناوری بالا (20 درصد)، مصنوعات کارگر محور از جمله پوشاک، منسوجات، کفش، مبلمان، محصولات پلاستیکی و… (16 درصد) و انواع موتور و ژنراتور (5 درصد). 18 درصد از صادرات این کشور به مقصد آمریکا، 15 درصد به هنگ کنگ، 16 درصد به اتحادیه اروپا، 12 درصد به کشورهای آ س آن (ASEAN)، 6 درصد به ژاپن، 4 درصد کره جنوبی و 3 درصد به هند ارسال شده است.

با اصلاحات اقتصادی که در اواخر دهه 1970 میلادی در چین اتفاق افتاد، فرایند توسعه اقتصادی چین مسیری جدید را تجربه کرد. در این مسیر، استفاده بهینه از ظرفیت‌های درونی مقدمه ای شد برای بهره برداری مناسب از فرصت‌های بین المللی. بدین ترتیب نظامی اقتصادی شکل گرفت که براساس ویژگی های بومی کشور چین ایجاد شده، سابقه مشابهی در جهان برای آن وجود نداشت. این نظام متضمن برنامه‌ها و اقداماتی در سطح حاکمیتی و مردمی بود که در نهایت منجر به تقویت تولیدات چینی شد. برخی از این برنامه ها و اقدامات به شرح ذیل است:

توسعه دانش، پژوهش و فناوری

چینی‌ها به خوبی دریافتند که پیشرفت در جهان کنونی بدون تسلط بر علم و فناوری ممکن نیست. به همین جهت طی دهه‌های اخیر یکی از برنامه های مهم چین برای پیشرفت اقتصادی، تقویت و بومی سازی فناوری بوده است. این موضوع چنان برای حاکمان چینی اهمیت داشته است که بخش مهمی از منابع دولتی را صرف برنامه‌های آموزشی، پژوهشی و فن آوری نموده اند. در واقع چینی‌ها مسئله علم و فناوری را با موضوع ملی لحاظ کرده، هرگز پیشرفت در این عرصه را معطل حضور بخش خصوصی نکرده اند.

از جمله اقدامات مهم حاکمیت چین برای توسعه و بومی سازی فناوری، ایجاد ده ها منطقه ویژه فنون اقتصادی و علوم و فناوری‌های جدید بوده است. برنامه اصلی این شهرک‌ها، انتقال و بومی سازی فناوری های جدید در این کشور بوده است. به همین جهت است که بیش از 60 درصد صادرات کشوری که 50 درصد مردم آن کشاورز هستند با محصولات با فناوری بالا تشکیل می‌دهد.

البته فناوری در این کشور فقط مختص بخش صنعت نبوده است. رشد علم و فناوری و گسترش تحقیق و توسعه به عنوان یکی از عوامل اساسی پیشرفت چین دانسته می‌شود.

الگوی تجارت خارجی

اگرچه در نگاه اول یکی از عوامل پیشرفت اقتصادی در چین باز شدن درهای این کشور به روی جهان دانسته می شود، واقعیت این است که حضور این کشور در عرصه بین المللی و جهانی حضوری کاملا هوشمندانه، برنامه‌ریزی شده و به موقع بوده است. چینی‌ها زمانی درخواست خود را برای ورود به سازمان تجارت جهانی (WTO) که (پیشتر نام آن گات بود) ارائه کردند که تولید ملی چین نسبت به دهه‌های پیشتر از آن رشد قابل توجهی نموده و هم اکنون این کشور به هفتمین صادرکننده بزرگ جهان تبدیل شده بود. از سوی دیگر کشوری که با پذیرش سریع همه ملاحظات سازمان تجارت جهانی و اعضای آن می‌توانست ظرف مدت کوتاهی به عضویت این سازمان درآید، تن به مذاکراتی 10 ساله با کشورهای عضو این سازمان داد تا ورودش به این سازمان کمکی باشد به تقویت اقتصاد ملی آن و نه تنها بازارگشایی برای کشورهای توسعه یافته. طی همین سال‌ها نیز چینی‌ها تلاش کردند توان تولید داخلی (از جهت کیفیت و قیمت) را به نحوی ارتقاء ببخشند که آزادی‌هایی که بعدها برای تجار خارجی ایجاد می‌کند، باعث تضعیف تولید ملی و تسخیر بازارهایش نشود.

پرهیز از اجرای کورکورانه سیاست‌های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول

این دو نهاد به طور خودکار سالانه برای کشورهای مختلف عضو یعنی تقریبا همه کشورهای جهان برنامه‌هایی را توصیه می‌کنند، از جمله برای چین. اما پیشرفت چین طی دهه های اخیر هرگز مبتنی بر برنامه‌های این نهادها نبوده است، بلکه ناشی از الگویی بومی بر مبنای ظرفیت‌های درونی و متناسب با فرهنگ و ساختارش اقتصادی و اجتماعی اش بوده است. به عنوان مثال چین هرگز سیاست آزادسازی اقتصادی اعم از تجارت خارجی کاملا آزاد و آزاد گذاشتن قیمت‌ها را آنگونه که صندوق بین المللی پول می‌خواست اجرا نکرد. همچنین خصوصی سازی در سطح و گستره مورد نظر این نهادها هرگز اجرا نشد و حضور دولت در اقتصاد (به صورت حساب شده و البته بسیار فراتر از نظریه‌های غربی) تداوم یافت.

تکیه بر سرمایه‌های داخلی به جای سرمایه خارجی

توسعه و پیشرفت چین را به اشتباه مرهون سرمایه‌های خارجی می‌دانند. این تصور غلطی است؛ زیرا سرمایه‌گذاری خارجی تقریبا از اواسط دهه 1990 به میزان قابل ملاحظه‌ای رسید و پیش از آن قابل توجه نبود. اصولا سرمایه‌گذاری خارجی در چین هرگز از 10 درصد کل سرمایه‌گذاری انجام شده در این کشور فراتر نرفته است. این بدان معناست که چینی‌ها عمدتا به سرمایه و منابع مالی داخلی خود متکی بوده‌اند و اساسا سازندگی حاصل از بهره برداری از منابع داخلی باعث شد منابع سرمایه ای خارجی نیز به سمت چین حرکت کند.

تاکید بر برنامه‌ریزی روستایی و منطقه‌ای

عمده برنامه‌های اصلاحات اقتصادی چین از روستاها آغاز شد و پس از آن به شهرها رسید. این در حالی است که براساس نظریه اقتصاد متعارف (غربی)، اثرات اشاعه اقتصاد از مرکز به سمت پیرامون صورت می‌گیرد. تاکید دولتمردان چینی بر ارتقاء توان کشاورزان و روستاییان از طریق توسعه آموزش و پشتیبانی‌های فنی، بازاریابی باعث شد تا اقتصاد روستایی این کشور به موتور اصلی برای توسعه آن تبدیل شود. این رویکرد موجب شد نه تنها به لحاظ تامین غذا و پوشاک وضعیت چین به سرعت بهبود یابد، بلکه بعدها بخش عمده محصولات صنعتی صادراتی این کشور نیز از مبداء روستا اتفاق بیفتد تا جایی که هم اکنون برخی تجهیزات پیشرفته نیز در روستاها (در قطعات منفصل و در خانه‌های کوچک) تولید و پس از مونتاژ صادر می‌شود.

فرهنگ خوب اقتصادی مردم چین

البته در کنار سیاست‌های اقتصادی مناسب، نوع نگاه مردم چین به اقتصاد و عملکرد آنها مهم ترین عامل پیشرفت اقتصادی این کشور بوده است.

یکی از مشخصات مردم چین، فرهنگ بالای کار و تلاش است. مردم این کشور تحت تاثیر فرهنگ کنفسیوسی مردمی اهل کار هستند. براساس همین فرهنگ بود که چینی‌ها پذیرفتند سالها با درآمد کم کار کنند و اجازه دهند ثروت‌های تولید شده آنها به سرمایه تبدیل شود.

فرهنگ مصرف چینی‌ها هم همراستا با برنامه‌های تقویت تولید ملی عمل می‌کند. مردم چین اهل صرفه جویی هستند و اسراف نمی‌کنند. حتی در سال‌های اخیر که این مردم صاحب یکی از بزرگترین و پیشرفته‌ترین اقتصادهای جهان شده‌اند، باز هم فرهنگ مصرف صحیح و (عدم اسراف) را فراموش نکرده‌اند. مردم چین از وسایل زاید اطراف و منزل خود، کالاهای مفیدی تولید می‌کنند که می‌تواند بخشی از نیازهای آنها را تامین کند. چینی‌ها در مصرف غذا هم بهینه عمل می‌کنند. نظام تغذیه چینی‌ها عمدتا مبتنی بر سنت‌های این کشور است و با وجود تلاش غربی‌ها، الگوی مصرف غذا در این کشور چندان تغییر نکرده است. به عنوان مثال در این کشور حدود 300 ستوران مک دونالد وجود دارد، یعنی تقریبا به ازای هر 4 میلیون نفر یک رستوران. مردم چین عمدتا به دنبال برند و مارک‌های مشهور نیستند و به جز فروشگاه‌های بزرگ و ویژه، از این محصولات و برندها در چین اثری وجود ندارد. در مورد لوازم الکترونیکی مانند موبایل هم نوع مصرف مردم چین آنقدر ساده است که گویی از فناوری روز این دستگاه ها که خودشان آن را برای کل جهان تولید می‌کنند، بی‌خبرند.

عنصر اصلی پیشرفت اقتصاد چین و قرار گرفتن این کشور در صدر قدرت‌های اقتصادی جهان، تاکید بر «تولید ملی» است. چینی‌ها با دانش بنیان کردن اقتصاد خود و تاکید بر تقویت صادرات و نیز ایجاد ارزش افزوده بالاتر از طریق ارتقاء بهره وری و حمایت از کالاهای داخلی عمده شرایط لازم برای تبدیل شدن به چنین قدرتی در عرصه بین المللی را ایجاد و حفظ کرده اند. 

منابع:

  1. اصلاحات واقعی را از چین بیاموزیم: پوست اندازی دردناک است. دکتر مجتبی لشکربلوکی.
  2. چگونه چین عقب‌مانده یک کشور صنعتی شد؟/ نظام تغذیه چینی‌ها همچنان سنتی است؛ حانیه سادات مومنی. سایت خبری فردا.

همچنین بخوانید

گفتگوی اینستاگرامی مشترک زهرا گلیج مدیرعامل موسسه خانم با پگاه کریمیان

https://www.instagram.com/tv/CGaNPLFFvKK/?igshid=2n7dawoaki86

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *