خاطرات سفر به ژاپن ـ فصل بيستم اقامت در منطقه يوگا شرق توكيو و مصاحبه با دومین کارآفرین اجتماعی ژاپنی

خاطرات سفر به ژاپن ـ فصل بيستم اقامت در منطقه يوگا شرق توكيو و مصاحبه با دومین کارآفرین اجتماعی ژاپنی

 

SDC12195

امروز چهارشنبه بيست و چهارم خرداد و 13 ژوئن است و صبح خيلي زود ساعت 6:30 دقيقه صبح از خواب برخاستم و قرار است. امروز به منطقه يوگا بروم جايي كه ساختمان Sakura House در آنجا واقع است. ديشب همه وسايلم را بستم و همه چيز را براي جابجا شده آماده كردم و خود نيز آماده تغيير هستم اين جابجايي براي من هيجان‌انگيز است.

 

 

مكان اقامتم از مركز شهر به سمت شرق توكيو تغيير يافته است. یکی از روزهای بسیار پرترافیک براي من است و قرار است برای مصاحبه با خانم تانیگوچی به خارج از توکیو بروم. صبح خیلی زود از هتل خارج شدم و به سمت ايستگاه یوتسویا رفتم خوشبختانه به موقع رسیدم در یکی از ورودی‌هاي مترو با خانم ساتو قرار داشتم در اين مصاحبه ايشان كه يكي از دستياران استاد هستند با من همراهي مي‌كردند، من كمي زود رسيده بودم مترو بسيار شلوغ بود و تعداد زيادي از ژاپني‌ها براي رفت و آمد به ايستگاه يوتسويا مي‌آمدند اين ايستگاه يكي از ايستگاه‌هاي اصلي اين شهر است و براي تغيير خط مسير و رفتن به مناطق ديگر از اينجا استفاده مي‌كنند. شماره موبايلم را به دوستانم و دستيار استاد دادم تا در صورت نياز با من تماس بگيرند. ايشان با من تماس گرفت و در ايستگاه نزديك يكي از خروجي‌ها با او ملاقات كردم و بعد سوار قطار شدم و به سمت يكي از شهرهاي اطراف توكيو روان شديم كه در گذشته پايتخت ژاپن بوده است از ايستگاه مترو مقصد كه خارج شديم از خياباني به سمت نشاني منزل خانم تانيگوچي حركت كرديم معماري قديمي، مغازه هاي پر از لباس‌هاي سنتي از جمله كيمونو، بادبزن و كفش‌هاي سنتي به چشم ميخورد. وارد منزل ایشان شدیم کفشمان را در آوردیم و دمپایی‌های جلوی در را پوشیدیم. یک خاتم میانسال جوان جلو در آمد و به ما خوشامد گفت ایشان خانم تانگوچی بنیانگذار مجموعه Pallet است. یک کسب و کار اجتماعی که برای معلولان جسمی و ذهنی کارآفرینی کرده و من چندین بار از مجموعه اشان دیدن کردم از نانوایی که با نیروهای معلول اداره می‌شود از رستوران سرلانکایی که از معلولان ذهنی به عنوان نیروهای کار استفاده می‌کردند مراکز نگهداری روزانه و مراکزی که برای مدتی از معولان نگهداری می‌کند از مجموعه‌هایی است که توسط ایشان پایه گذاری شده بود. این خانم مرا به شرکت در مراسم و سمیناری که با حضور یکی از دوستانش که قرار بود از آمریکا بیاید و درباره تجربه کارآفرینی اش در منطقه New Hampshire آمریکا بگوید مرا دعوت کرد. من در مجموع با ایشان سه بار نشست داشتم و یک روز کامل هم اختصاص دادم به مشاهده و مصاحبه با کارکنانش در مورد کسب و کار اجتماعی شان که در حوزه معلولان شکل گرفته است.

3
ما پس از مصاحبه به یک فنجان قهوه از طرف ایشان دعوت شدم و پس از صرف قهوه و انداختن عکس دسته جمعی با ایشان خداحافظی کردم و منزل ایشان را به همراه دوستم خانم ساتو ترک کردیم و به سمت مترو راه افتادیم در طول مسیر تعدای عکس از مناظر زیبای اطراف گرفتم. بعد از مصاحبه باید می‌رفتم برای امضای نهایی قرارداد اجاره سوییت در منطقه یوگا و از آنجا هم بازگشت به هتل و اسباب کشی به سمت محل اقامت جدید ساعت حوالی 11 صبح بود و من باید در ایستگاه شین جیکو Shinjuku پیاده شوم به سمت نشانی دفتر مرکزی ساختمان‌های Sakura House روان شدم با یکی از مسئولان انعقاد قرارداد، قرار جلسه داشتم وارد شدم به طبقه دوم رفتم و خود را معرفی کردم و نام مسئول را آوردم ایشان را صدا زدند و دوباره موقعیت را چک و بررسی کردیم. متن قرارداد را به من تحویل دادند و من متن را ابتدا مطالعه کردم و سپس قرارداد را امضا کردم و مبلغ مورد نظر را پرداخت کردم و در طول مدتی که برای امضای قرارداد در محل نشسته بودم با چای سبز سرد و شیرینی از من پذیرایی کردند. رفتارشان بسیار محترمانه و مودبانه بود از کارمندان این شرکت معلوم بود ژاپنی نبوده بلکه اروپایی هستند. مجموعه آپارتمان‌های Sakura House ويژه دانشجويان و افراد بورسيه خارجي در ژاپن است كه خدمات كامل و خوبي را در سوييت‌هاي اجاره‌اي به اين افراد ارائه مي‌دهد. دسترسي به اينترنت پرسرعت، تمامي امكانات اوليه و مورد نياز، امنيت از جمله امكاناتي است كه در اين آپارتمان‌ها به افراد خارجی در ژاپن ارائه مي‌شود.

SDC12348

پس از امضاي قرارداد يك نسخه از آن را دريافت كردم و از متصدي و مسئول مربوط تشكر و بعد خداحافظي كردم از ساختمان خارج شدم و به سمت هتل راه افتادم تصميم داشتم پس از يك استراحت كوتاه وسايلم را برداشته و با هتل تسويه حساب كرده و با تاكسي به طرف محله يوگا بروم. دوري مسير، ناشناخته بودن راه و زياد بودن تعداد وسايلم انگيزه من براي هزينه كردن براي تاكسي بود. به هتل رسيدم و به سراغ مدير هتل رفتم و تسويه حساب كردم و از آنها خواستم به من كمك كنند تا تاكسي خبر كنم براي رفتن به يوگا اتفاقاٌ همين طور بود با مهرباني به من كمك كردند كه من وسايلم را به محل عبور تاكسي ببرم و تاكسي بگيرم از آنها خداحافظي كردم و به سمت نشاني محل اقامت جديدم راه افتادم. وقتي در تاكسي نشستم تازه كمي آرامش پيدا كردم دو سه هفته بسيار پر مشغله و درگيري را گذراندم. امروز پس از مصاحبه طولاني در يك منطقه بسيار دور كه از مهمترين مصاحبه‌هاي من بودند به يك احساس آرامش خاصي رسيدم. يوگا در شرق اين شهر (توكيو) قرار دارد و فاصله نسبتاٌ زيادي با مركز شهر دارد. در تاكسي داشتم به مدتي كه در توكيو بودم می‌اندیشیدم و خاطراتي كه در اين مدت از اين منطقه و به طور كل اقامتم در توكيو در ذهنم ثبت شده بود را مرور مي‌كردم. کم کم به یوگا رسیدیم و من به اطرافم توجه داشتم تا ساختمان Sakura House را شناسایی کنم. يوگا يك منطقه بسيار دنج و آرام است. اطراف آن با مراكز خريد و خرده فروشي‌های متعددی پر شده است، درست در خیابان ما روبروی ساختمان گرفته تا کوچه های اطراف تعداد زیاد مغازه، اغذیه فروشی و سوپرمارکت‌های 24 ساعته قرار گرفته است یک رستوران فست فود مک دونالدز درست روبروی ماست و یک رستوران هندی جنب کوچه کناری ساختمان ما قرار دارد. سوییت من در طبقه دوم ساختمان واقع شده و دو خانم فرانسوی که همکلاسی و دوست هستند در یک سوییت باهم زندگی می‌کنند. یک خانم کره‌ای هم برای اقامت بسیار کوتاه چند روزه به توکیو آمده و در ساختمان محله یوگا از ساختمان‌های متعددSakura House ساکن شده است. یادم رفت آن را بگویم که Sakura در زبان ژاپنی به معنا شکوفه‌های گیلاس است و یکی از نمادهای این کشور محسوب می‌شود. 10 قدم جلوتر از ساختمان یک خیابان عریض قرار دارد که ک سر آن به ایستگاه متروی محله یوگا و کمی جلوتر یکی از فروشگاه‌های خرده فروشی چند طبقه قرار دارد درست روبروی مرکز خرید و فروشگاه یک مغازه کاملاً سنتی ژاپنی است که ماهی، سبزیجات و میوه و سایر اقلام فسادپذیر را روزانه از آنجا خریداری کرد مواد غذایی این مغازه اغلب تازه است و 2 فروشنده آقا و خانم در آن کار می‌کنند. چند قدم جلوتر یک مغازه کوچک گل‌فروشی هست که تعدادی از گلدان‌های زیبا را بیرون مغازه گذاشته. حتی گل‌های شاخه‌های زیادی هم در ان مغازه بود که بسیار شکیل و زیبا بسته بندی می‌شد. در این محله کوچه‌های باریک و تنگ متعددی هست و با محله قبلی فرق دارد. خیلی هیجان زده و خوشحالم که در این مکان هستم و چون فرد یادگیرنده‌اي هستم از تغييرات و حضور در محله جديد استفاده خواهم كرد.
ادامه دارد…

 

 

همچنین بخوانید

سفرنامه ژاپن – فصل دوازدهم: 15 خرداد روز پدر و ميلاد با سعادت حضرت علي (ع)

سفرنامه ژاپن فصل دوازدهم ـ 15 خرداد 91 روز پدر خاطره گردش ديروز در پارك ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *